دوشیزه بریل
کاترین منسفید
با وجود آفتاب مشعشع آسمان آبی پودر زده شده با طلا و دانههای روشن مثل شراب پاشیده شده در سراسر باغ ملی بود. دوشیزه بریل از اینکه نظر مثبتی بر پالتوی پوستش داشت خوشحال بود. هوا ساکن بود اما زمانیکه او دهانش را باز میکرد کمی سوز را حس میکرد مثل سرمای یک لیوان آب یخ قبل از نوشیدن و دوباره و اکنون برگهای......
ادامه مطلب

کسی نیست